توسعه و ارتقا فردیمدیریت کسب و کار

۹ موردی که فروشندگان موفق هرگز نمیگویند!

انتخاب واژگان شما به شدت وابسته به طرز فکر و راه و روش شما در زندگی شخصی و حرفه و کارتان می باشد. در اینجا چیزهایی را که شما هرگز از فروشندگان و بازاریابان موفق نخواهید شنید، آورده ایم

چرا برخی از فروشندگان موفق تر از دیگران هستند؟ چرا برخی احساس خوبی نسبت به کارشان دارند در حالیکه دیگران احساس می کنند در کار خود گرفتار شده اند و از سر اجبار باید آن را انجام دهند؟ پاسخ، انتخاب واژگان شماست.

انتخاب واژگان شما به شدت وابسته به طرز فکر و راه و روش شما در زندگی شخصی و حرفه و کارتان می باشد. در اینجا چیزهایی را که شما هرگز از فروشندگان و بازاریابان موفق نخواهید شنید، آورده ایم

 

غیرممکن است

جمله ی ” این کار غیرقابل انجام است” در ذات و جوهره ی این افراد وجود ندارد. افراد موفق می دانند که همیشه یک راه حل برای هر مشکلی وجود دارد. گاهی اوقات باید خلاقیت به خرج داد اما هیچ چیز غیر ممکنی وجود ندارد.

هنگامی که هدف فروش بیش از حد بزرگ به نظر می رسد، فروشندگان موفق آن را به قسمت های کوچک تقسیم می کنند. آنها می دانند که قدم های کوچک باعث رسیدن به مرتفع ترین قله ها می شود.

 

برایم مهم نیست

از طرف دیگر اشتیاق در وجود آنها همیشگی است. هرگز از یک فروشنده ی خلاق جملات “من از کارم متنفرم” و یا “برایم اهمیتی ندارد” را نمی شنوید. اگر این عنصر کلیدی را نداشته باشید- یعنی اشتیاق همراه با بصیرت – هرگز قادر به غلبه بر چالش ها و قبول ریسک برای نوآوری و توسعه ی کسب و کار خود نخواهید بود.

اشتیاق به کار است که باعث می شود فروشنده ای زودتر از مدیر خود به محل کارش برود و دیرتر از او آنجا را ترک کند.

 

چقدر سؤال می کنی؟

فروشندگان هوشمند می دانند که هیچ سؤالی، “سؤال احمقانه” نیست. آنها می دانند که وقتی مشتری سؤالی می پرسد یعنی اینکه به کالا علاقه مند شده است زیرا در غیر اینصورت دلیلی ندارد که وقت خود و فروشنده را تلف کند.

برخی از برجسته ترین رهبران جهان مانند استیو جابز دائما تیم های خود را تشویق می کردند تا راه های متعارف و سنتی انجام کارها را مورد پرسش قرار دهند. سؤالات مورد علاقه ی آنها “چرا”، “چرا که نه” و “چه می شود اگر ” است.

 

چرا من باید این کار را انجام دهم؟

در هر کسب و کاری به ویژه در کسب و کارهای در حال رشد افرادی هستند که باید وظایف متنوعی را به عهده بگیرند. به علاوه افرادی که خلأهای موجود را شناسایی می کنند و به طور داوطلبانه وظیفه ی رفع آنها را به عهده می گیرند معمولا افرادی هستند که در درون سازمان بیشتر دیده می شوند و تیم آنها بیشتر پیشرفت می کند و در نهایت نتایج واقعا شگفت انگیزی خلق می کنند.

( این کار جزء شرح وظایف من نیست ) در فرهنگ واژگان فروشندگان موفق جایی ندارد.

 

نیازی به تغییر روش انجام کارها نیست

انسان های نوآور همیشه شیوهی انجام کارها را به چالش می کشند. آنها راه های بهتر، سریع تر و مؤثرتری برای انجام وظایف و اجرای آنها مطابق استراتژی ها پیدا می کنند. آنها خود را مجبور به ورود به زمینه هایی می کنند که مورد علاقه ی آنها نیست ولی برای پیشرفت کردن لازم است. آنها می دانند که تغییر لازم است و اکتفا کردن به موفقیت های به دست آمده به موفقیت مداوم منجر نمی شود.

 

من دنبال دریافت بازخورد نیستم

برای رسیدن به موفقیت واقعی افراد باید پذیرای تجربه های جدید، ایده های جدید و دیدگاه های جدید باشند. فروشندگان باید همیشه آماده ی پذیرش بازخورد باشند: در مورد نحوهی کارشان، در مورد اینکه چگونه چشم انداز خود را شکل می دهند و در مورد اینکه چگونه پیش می روند.

کسانی که همیشه مشتاق دریافت بازخورد هستند نه تنها مورد احترام همکاران خود هستند بلکه فرصت ارزشمندی را به دست می آورند تا خود را از نگاه دیگران ببینند. هیچ انسانی کامل نیست و همه ی ما می توانیم از بازخورد برای رشد خود استفادهکنیم.

گاهی اوقات انتقاد و پیشنهاد و دیدگاه های گوناگون می تواند روی ارتباط شما با دیگران تأثیر مثبتی بگذارد.

 

اگر شکست بخوریم چه؟

شکست قسمتی طبیعی از کار فروش است. جیمز دایسون پیش از آنکه جاروبرقی بدون کیسه ی معروف خود را بسازد، ۵۱۲۶ بار شکست خورد. توماس ادیسون قبل از اختراع لامپ، ۱۰ هزار بار شکست خورد، اما برای آنها این شکست ها پله ای برای رسیدن به اختراع شگفت انگیز شان و کسب تجربه ای در مورد آنچه نباید انجام می دادند، بود.

فروشندگان موفق از شکست نمی ترسند و همین امر سبب می شود که هیچ وقت دست از تلاش کردن برندارند.

 

من بهتر از بقیه می دانم!

پشت هر فروشنده ی موفق یک تیم هوشمند است. موفقیت، یک کار گروهی است. شما هرچقدر هم که در کارتان حرفه ای باشید، نمی توانید ادعا کنید که همه چیز را می دانید. اگر فروش شما خوب است حتما یک تیم قوی در کنار شما وجود دارد. همیشه تیم ها از افراد بهتر می دانند. آل پاچینو در فیلم هر یکشنبه ی کذایی نقش یک مربی فوتبال را بازی می کند.

او قبل از بازی فینال این نکته را به بازیکنانش یاد آوری می کند که این تیم است که پیروز می شود و بازیکنان به تنهایی شکست خواهند خورد.

 

این کار خیلی سخت است…

موفق ترین افراد در زندگی افرادی هستند که هرگز در زمان سختی عرصه را ترک نمی کنند. آنها برای ایجاد یک مسیر جدید اشتیاق و پشتکار دارند. ایجاد یک راه و اولین نفر بودن در آن هرگز آسان نیست، گاهی لازم است که از اشتباهات و موفقیت های دیگران برای شکل دادن به مسیر خود استفاده کنید. اما در پایان هنگامی که زمانی بحرانی در این مسیر سرنوشت ساز پیش می آید، افراد موفق زود میدان را ترک نمی کنند.

 

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن

Adblock رو غیر فعال کنید

بخشی از درآمد سایت با تبلیغات تامین می شود لطفا با غیر فعال کردن ad blocker از ما حمایت کنید